اکنون!

زن

از کار افتاد قطار متوقف شد. هیچ امیدی برای حرکت نیست. نرسیدیم به مقصد! ایستگاه آخر- اما- این جا نیست ایستگاه آخر بنا نیست این جا باشد در میان برهوت در قطار بی حرکت! بچه ها را بغل می گیریم بقچه ها را بر دوش می اندازیم یک به یک پایین می آییم راه می افتیم پای پیاده با هم: با هم داریم می گذریم از برهوت...
شعر تصادفی