کتابها آفتاب مهتاب ۱۰۳ از ۲۲۲ ترک آفتاب مهتاب ... در امتداد تیز تَرَک شیشه خرد شد ؛ موج ولرمی ، چسبناک ، آلود بالش را . بر تکه ی بطری ته مانده ی سردی ست . نوزاد می مکد با گریه شست را ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیهمزاد قرن فهرست شعر بعدی ←خاموش می سوزد