یقین
آفتاب مهتاب
برگ ها می افتند
برگ
شاید
می روید
تا بیفتد بر خاک .
سیب ها می پوسند
سیب
شاید
می بالد
تا بپوسد در باغ .
و من اما به یقین زاده شدم
تا تو را
دوست بدارم
جاوید ...