بعد

آفتاب مهتاب

ذرات چسبیدند بر شیشه های پنجره خاموش و نامحسوس . باران شیار زد در لایه های گرد و نور بذر را پاشید تند تند در گودی شکاف . زن پرده را پس زد . بر شیشه مانده بود باریکه ی محوی از ردّ قطره ها ...
شعر تصادفی