جادوی تو

چشمک

دستمال بعد از دستمال از جعبه بر می دارم ، اشک های رسوایم را در آنها می ریزم و دستمال بعد از دستمال همه را ، دور می اندازم . سرکش و خودجوش - انگار از چشمه پنهان شده ای در ظلمات – باز جریان می یابند جویباران زلال اشکم از شوق یاد تو بر صورت من ، بی مهابا در بین جمعیت یا در خلوت . بی تردید بی ابطال تو مرا جادو کردی ؛ بی هیچ شباهت به دستمال بعد از دستمال و همه مثل هم ...
شعر تصادفی