کارگاه

چشمک

ریخته گر – یا هرنام که مایل هستی – آنچنان ، در قالب "تو" "من" را ریخته است ، که دیگر حذف تو بی حذف من ممکن نیست : - مثل جسم و جان یا خاک و گیاه یا هر تمثیل که مایل هستی – و زیر طبقات - بعد از همۀ فاصله های سطحی – در اعماق من تنیده شده ام در هستی تو و تو را با همۀ ذرّاتت در همۀ ذرّاتم می بینم . نزدیک بیا و بنگر در همۀ آینۀ هستی من در مردمک چشمانم ، تا ببینی که من چیزی هستم علاوه بر من غیر از من در اعماق ...
شعر تصادفی