کتابها چشمک ۲۷ از ۳۰۲ << امنیت >> چشمک حتی در یک قدمی هیچ چیز معلوم نبود . پنهان بودم در غلظتِ مِه . در « امان » بودم در سردی مِه . در امان و پنهان و بطرز هولناکی تنها ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیتجلی گاه فهرست شعر بعدی ←جهان موازی