بدون فاصله
گندمزار
خون در رگ هایم به جریان می افتد
قلبم شادترین آواز گیتی را می خواند
چشم هایم غرق در
اشک شوق
می تابند ،
با صدای قدم های تو
وقتی که به دیدارم می آیی
هر بار
با گفتن نامت
در هر رویایم ،
پیروز بر هر مرز ...