وقتی که خوابم
گندمزار
خواب بودم
اما خواب نبودند انگار
ریشه هایم.
ریشه هایم انگار خاکم را کاویدند
سرچشمه ی آبت را در خاکم پیدا کردند
نوشیدند .
خواب بودم
اما خواب نبودند انگار
برگ ها یت .
برگ هایت انگار
کرباس لباس ام را پاره کردند
تنم را کاویدند
بطنم را پیدا کردند
در من رویدند .
بیدارم
در هوای طلوع هر روز ؛
تو بیداری
ـ عشق من ـ
هر شب بر بالینم ...