ساقه های شفاف نسترن
گندمزار
دانه بود ـ انگار ـ در قلب ما :
از هم درید پرده های حجاب سخت را
سبز شد .
ساقه های شفاف
از درون قفس سینه ی ما بیرون زد .
پیوست به هم
ساقه به ساقه
پیوند دو ساقه
دو گیاه همخوان .
شاخه های رونده ، نیرومند ،
از دار و درخت بالا رفتند
دور تا دور حیات ما را پر کردند
پر کردند :
از هزاران گل سرخ تازه
پیش چشم جهان .
یک حقیقت ـ انگار ـ یک دانه
پر شور و یگانه
در قلب ما پنهان شده بود
پنهان شده بود
تا درخشان و عظیم
آشکارا
پیدا شود :
زندگی از مرگ پر زورتر است ...