آغاز

همهٔ گل‌های سرخ

دالان های تلخ گوش ام ، می شد پُر باشند از چهچهه های شیرینت . قلب سردم ، می شد سرد نماند هرگز، با تپش های رقص قلبت . مردمک های کبود بی نورم ، می شد روشن باشند با برق نگاهت . دست هایم ، می شد آشیانت باشند . نادیده گذشتم ، اما ، محوشدم در سکوت تابوتم . من چه کردم با تو ؟ چه کردم با خود ؟ مرغ عشق !...
شعر تصادفی