دگرگونی
همهٔ گلهای سرخ
از صدای عربده اش ،
از مشت اش ،
از فشار بختکی اش ،
از شکل اش ،
دیگرنترسیدم من !
برگشتم سمت او
با جنبش تند دستم
برداشتم
از صورت او آن نقاب دیو را .
خلع سلاح ، بی عربده و مشت و جنگ
در جا خشک شد .
- تو همانی که بودی !
اما من
قد کشیده ام
ای جن ! ...