نخل تشنه

کلاغ پَر

کندَم و ریشه هایم را تکاندم آوند ها را در دست های خشک لرزانم گرفتم و راه افتادم از سنگ به صخره از صخره به کوه از کوه به دشت از دشت این نخل تشنه نقب خواهد زد با ریشه هایش تا قلب دریا ...
شعر تصادفی