آرامگاه برگ خشک

کلاغ پَر

برگ خشک تنها در باد این سو آن سو می گردد سرگردان سرگردان . آغوش باز زمین برگ را می خواند . ذره های خشک تنهایی در ریشه ی سبز محو می گردند . گل زنگوله بر سر دانه ی برف سایه می اندازد برگ در آغوش گرم زمین ریزه ریزه می خندد ...
شعر تصادفی