بیرون زدن دانه از حجره ی تاریک

کلاغ پَر

خورشید که تابید یخ باز شد و آب از برج عاج قله پایین رفت. خورشید که تابید دانه از حجره ی تاریک بیرون زد . در دشت گلبرگ ها با باد می رقصند بی حجره بی قله ...
شعر تصادفی