قوطی کبریت

کلاغ پَر

قوطی کبریت از غار گریخت از دست خدایان سنگی در رفت از کوره ی آدم سوزی بیرون زد آمد آماده در کنار این شمع در تاقچه ی من تا صبح ...
شعر تصادفی