رقص
مانی
مثل نسیم در میان گندمزار :
این دست توست در میان موهای من
این صدای شیرین توست در میان پرده های گوش من .
امن است آغوش تو
امن ترین سر پناه هستی .
دورت می گردم
عریان رقص کنان می افتم باز در آغوش تو
مثل گندمزار در آغوش نسیم
می سپارم خود را به نوازش های لب هایت
دست هایت
کلماتت
عشق من !
بگذار بکوبد به زمین پاهای گل آلودش را طوفان قهر !
بگذار با عربده های هولناکش بگوید که آتش زده ست
سوزانده ست سیاره ی آبی زمین را که دارد می رقصد
می رقصد تا ابد می رقصد- مثل گندمزار دور نسیم-
دور خورشیدش ...