گوسفند و ما

مانی

درضمن هوشیاری تنها نشسته است در کنج آغلش نشخوار می کند مضمون معده را. اما مجال کو؟ تا ما نشسته و نشخوار تر کنیم مضمون درد را؟ حجم شکست را؟ همراه بوده ایم: ما پله ساختیم...
شعر تصادفی