زلال

مانی

پشم می دهم شیر می دهم گوشت می دهم به چراگاه خواهم رفت هر بامداد به آغل باز خواهم گشت هر شامگاه بره هایم را می خوانم سمت خود شیر می دهم پشم می دهم فرش خواهم شد پیرهن خواهم شد مهمانی خواهم داد با هستی خود بی کشتن همنوعان م: من: یک گوسفند: با دو چشم درشت شفاف: زلال...
شعر تصادفی