محبوبه ی شب

مانی

صبح سحر است. به زودی زود گرمای ماه تیر روز ما را می سوزاند. اکنون، اما، صبح سحر است آب می ریزم روی خاک محبوبه ی شب زیر چتر سایبان. گل های باریکش بالا بلند عطر می افشانند در خانه ی شب جان به در برده از آتش روز...
شعر تصادفی