کتابها مانی ۲۷ از ۳۳۶ سرو ناز مانی پاشید آوند ، شهدش را در تن خشکیده ی سرو. دانه های جوانه فوج فوج روییدند سبز شدند مواج شدند روی دوش لخت سرو . یخ نزده سرو ناز در زمستان سخت . آوند شهدش را جاری کرد در بطن سرو ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیمانی فهرست شعر بعدی ←این شهر تبرک شده است !