سرو ناز

مانی

پاشید آوند ، شهدش را در تن خشکیده ی سرو. دانه های جوانه فوج فوج روییدند سبز شدند مواج شدند روی دوش لخت سرو . یخ نزده سرو ناز در زمستان سخت . آوند شهدش را جاری کرد در بطن سرو ...
شعر تصادفی