کتابها مانی ۳۳۱ از ۳۳۶ سرچشمه مانی به زانو افتادم نیایش کردم گریه کردم بوسیدم بویت را پاک کردم غبار بیرون را در محراب آغوشت غسلم دادی در مقدس ترین آب هستی : اکنون منم از سر تا پا رویین تن... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیترکیب آب فهرست شعر بعدی ←عصای جاودان