آهنگ چشمه (1)
روزنه
می جوشی در قلبم
در بغض ام
می باری
می چکی از چشمانم .
چشمه چشمه
زلال زلال
زمزمه وار عشق من عشق من
رازی نیست
نه حجابی
میان من و تو .
عشق توست بوسه زنان بر پلکم
بر کنج لب هایم .
عشق توست
با من پیوسته در هر کنج
بی رها کردن من در برهوت سلول .
زمزمه وار عشق من
در من می خو انی .
آهنگت می خواند در بغض ام .
تکرارکنان با لبان لرزانم
نامت را می خوانم .
آوای عشق ما می جوشد
شکل می گیرد
شکل می بخشد با گل های وحشی زرد و آبی
به فضای برهوت .
می جوشی در قلبم
زمزمه وار
بوسه های زلال پر شورت
صورتم را می پوشانند .
صورتم را میان دست هایم می گیرم
و طلسم سکو ت ابدی
هق هق
می شکند ...