مکان
روزنه
این جا بود :
ـ در این تخت ـ
ما باهم بودیم .
این بود ، این بالش ،
تکیه گاه سرهای مان .
در هوای اردیبهشت روزی
مثل امروز .
در فوران رنگ های گل های سرخ .
در شکوفه های نوبر سیب
در نفس های بلند آویشن .
پنبه های این بالش
در گرمای بوسه های طولانی ما گل کردند .
غنچه های جادویی درمیان خارها و خشکی ها
باز شدند .
این جا بود که به تو دل باختم .
این جا بود که نفس های من
حلقه حلقه
موج موج
به نفس های تو پیوستند .
و نفس های ما
نفس های ما
روز ها را از قعر عدم برداشتند
بر تخت نشاندند .
روز را
هستی را
ما را
عشق من
نیایش کنان در معبد تن های مان
برکشیدند از روی خاک
و نشاندند بر روی تخت
بر این تخت
در هوای روزی مثل امروز ـ در هر روز ـ
در هر ذره ی من :
ما
را
با هم ...