بخار
روزنه
پرتاب شده
هر قطره
در خاکی
در میان مرداب و مرداب
پشت حصار مرزها :
قطره های پراکنده ی آب
قطره های "بی خود" .
ـ آرزوهای ژرف ، آینه های شکسته می مانند
تار و پر زنگار
در قلب آبی من .ـ
وای وای قطره ی من .
روز به روز می شنوی آهم را .
می آیی
بر من می تابی
با نگاه خندانت
ـ بر همه ی زنگارم ـ
روز به روز می بارانی
بوسه های شفافت را
بر شکسته خط هایم .
پاره ابر سفید رؤیایی می درخشد
ـ به زودی زود ـ
بر فراز مرزهای مرداب ...