کتابها روزنه ۹۸ از ۱۲۶ نا آشنا روزنه در چشم بیگانه چیزی نیست جز مشتی لکه ی جوهر که پاشیده شده بر صفحه ی من لحظه هایم با تو . در چشم بیگانه با شادی عشق ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلینادان بودم فهرست شعر بعدی ←ترقی