کتابها ساحل شنی ۶۳ از ۶۷ فصل 68 ساحل شنی خوب شد؟ راضی شدید؟ حالا فقط در خواب باید ببینم او را. پس می خوابم ساعت ها روزها قرن ها بی جنبش پشت حصاری که کشیدید میان من و او. تکان م بده دریای من! بجنب! دارم می بینم دارم میمیرم دور از تو.... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیفصل 67 فهرست شعر بعدی ←فصل 69