از استخوان های ما
سال زنبق
باز بیا
باز بیا
روی خط زمان .
ما به هم می پیوندیم
و بدن های پرآواز ما
جزو به جزو
با هم می خوانند
در آغوش هم .
باز بیا
پیش بیا
در ژرفای قلب این سیاره
ما با هم می خوا بیم
و فوراه ی آمیزش ما
شاد و سرخوش
از دهان هر چاه ، بیرون می آید
در هوا می رقصد، می رقصد
و سرانجام
سر انجام
با آهنگ پرشور نور
در قلب فانوس زمین ، می ریزد .
بعد از این تاریکی ها
بی هیچ مرز
با آتش مهر ، آمیخته با استخوان های ما ...