ژرف
سال زنبق
می خوابم
خواب مرا بر می دارد
می برد
با خود به جا یی .
کجا؟
پهلو به پهلو می غلتم.
انگار چیزی می گویم
- نا له ای ، آوازی ، فریا دی ، زمزمه ای ... -
مفهوم ، نامفهوم ...
صبح بر می خیزم
- ما نند برگ علیفی حیز برداشته سمت خورشید –
می گردم در پی تو
همه جا
عشق من ...