کتابها شبانه ۴۸ از ۱۸۰ متقابل شبانه تشنه گرسنه می افتی کنار خواب من می مکی از جسم واقعی مرئی من قطره های شیر نامرئی را. من لبریز از عطش های تو می جوشم زیر چادر شب می گذرد جویباری غلغل کنان و درخشان در شیار تاریکی ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیهم آغوشی فهرست شعر بعدی ←نجوای دانه گندم