کتابها شبانه ۹ از ۱۸۰ اتاق اِحیا شبانه دستت می لغزد روی قزن قفلی پیراهن من گرمای کلنجار سرانگشتانت با قفل قزن می رسد به پوستم به بدنم به قلبم و جنبش ! ضربان حیات در شقیقه های مرده من در اتاق تاریک ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیعشق من ! فهرست شعر بعدی ←تابستان داغ