اتاق اِحیا

شبانه

دستت می لغزد روی قزن قفلی پیراهن من گرمای کلنجار سرانگشتانت با قفل قزن می رسد به پوستم به بدنم به قلبم و جنبش ! ضربان حیات در شقیقه های مرده من در اتاق تاریک ...
شعر تصادفی