زندگی

زن

ذره ذره نوشیدند ذره هایم نوازش های داغدار تو را آه های سوزان تو را. نفس ات را جاری کردی در رگ هایم بخشیدی دانه های سیب ات را به زمین ام آب دادی به من جرعه جرعه زلال. باز شد چشمانم بر صورت تو جنبید تن ام آواز شاد جوانه ها را گوش کردم با تو پرواز بلبلان عاشق را با تو تماشا کردم گل های آبی و زرد خود رو را چیدم با تو. گرم ام کرد آغوش تو وقتی که مرگ دم سرد مشت مشت می کوبید بر صورت من غارت می کرد گرمای تمام قلبم را...
شعر تصادفی