اراده!

زن

این جهان، بیکران و زیبا، ازذزات، هستی گرفت، ساخته شد. از همه ی ذره هایی که یکدیگر را پیدا کردند دیگر دیر است برای نبودن، برای نابودن! این جهان بیکران و زیبا از ذرات ساخته شد از کوچک ها، کوچک ترها: کاشف یک دیگر: از ذرات هستی زا. از ذرات بار آور: یکسان و رقصان: همچون من و تو، تو و من: همچون یک تن. دیگر دیر است برای نبودن! ما جهان ایم: عظیم و زیبا: ما هستیم: و نخواهیم گذاشت که" نیستی" غارتگر، با پاشنه ی پوتین اش پا بگذارد بر صورت ما...
شعر تصادفی