روی زمین.

زن

بیدار شدیم چشم انداختیم به سقف و دیوار نشستیم نفسی تازه کردیم برخاستیم رفتیم سمت حمام سمت اجاق و کتری سمت حیات. در حیات امروز روی زمین گام برمی داریم. با آهنگ پنهان قلب مان بی آن که بدانیم، در حقیقت ، دنبال هم. این رازی ست که فقط این قلب پنهان می داند: تو و من: عاشقانه: تارهای ابریشمی پیله ی انسان ایم، روی زمین. با تو هستم با تمام قلب ام، باز: سلام عشق من: صبح به خیر....
شعر تصادفی