داستان تازه!

زن

من ادامه داشتم بعد از شکستن و شکستن، پی در پی، این گونه: خُرد شدم ناچیز شدم ناچیز تر از ذره ی ریگ. یکسر خاک شدم. زیر غلطک های کر و کور سال ها پی در پی فشرده شدم بر سینه ی این سیّاره. ادغام شدم با قلب پنهان ات. نوروز نزدیک است: مرا می بینی عشق من! من : کوچک ترین سر سبزترین برگ درخت سیب ام در حیا ت ات می سرایم نامت را بوسه زنان بر پنجره ات. طوفان و شکست پایان نبود...
شعر تصادفی