پنجره.

زن

آن چه امروز- ببین!- آسمان ما را پوشانده ابر تار نیست. ابر نیست این پرده . بال های فرشته های خندان است بالای شهر سقف ابریشمی مواج است، روی سر شهر. روی سر شهر، آینه ی جادوی افق فرداهاست. با صورت زیبای هزاران فرشته که مدفون شدند، اما نمردند: تنها پرکشیدند، رها، بر فراز شهر اسیر. . گریه نکن! بیا پنجره را از غبار دیروز پاک کنیم!...
شعر تصادفی