کتابها زن ۶۷ از ۲۷۰ موریانه زن و بُرد بُرد: ناگهان تمام قصر کهنه ی کپک زده فرو نشست روی خاک . چه کرده موریانه با سلاح آرواره اش؟ به جزجویدن تمام پایه های کهنگی؟ همیشه خُرد، خُرد؟ درست مثل من با تمام شعرهای کوچک ام؟... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیورق فهرست شعر بعدی ←گرمی