امروز
زن
امروز
ببند صفحه را
تمام شد
امروز حرفی نیست برای نوشتن.
اشک هایم باران شدند
بر روی دکمه های دستگاه نوشتار من.
مغشوش شدند حرف های الفبا
نا مفهوم شدند کلمات هوشیار.
چرا می گویند سرد است خاک؟
چرا می گویند یاد ها را فراموشی ما
جارو خواهد کرد؟
چرا می گویند خو می گیریم به ندیدن های
چشمان دوست؟
اشک هایم امروز باران شده اند
دلتنگی آمده است...