وجد
آفتاب مهتاب
می سوزد از درون
و موج های نور
از آه های او
فواره می کنند .
می تابد از درون
و ماه مجذوب
انبان خالی را
روی مدار مهر
بر دوش می کشد ؛
پر می کند آن را
از دانه های نور
و گنج روشن را می افشاند
بر خاک تاریک .
آن سوی ابرها
در گوشه ی افق
می جوشد از درون
خورشید ، خورشید ...