سفید و سرخ
آفتاب مهتاب
کشتی گذشت
کشتی گذشت
پهن و سفید بود
- مثل قو .
از روی موج های ملایم
سنگین و باوقار گذر می کرد
عکس پرندگان مهاجر
و آسمان آبی بی لک
و آفتاب زرد
در آن همه سفیدی برّاق می نشست .
کشتی گذشت
کشتی گذشت
پهن و سفید بود
- مثل قو .
توفان چه سخت بود !
تصویر لاشخور
در چشم دریاست
از تخته پاره ی خیسی به روی آب
مرغ پرنده ای
پر می کشد به سمت افق های آفتاب .
پرواز می کند .
پرواز می کند .
کشتی گذشت
کشتی گذشت
پهن و سفید بود
- مثل قو ...