کتابها آفتاب مهتاب ۱۹۲ از ۲۲۲ چنگ در چنگ آفتاب مهتاب نخ را عبور داد از روزن سوزن و دسته را گرداند چرخید ماسوره با ناله ای کشدار سوزن فرو رفت در قلب پارچه و فاصله معدوم شد سوزن فرو رفت پیوست پاره ای با پاره ی دیگر ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیچنگ فهرست شعر بعدی ←تاب مستوری