کلنجار

آفتاب مهتاب

سوزن وجود نخ را بر دوش می کشد با بافت های سخت کلنجار می رود و وصل می کند دو نقطه را - دو نقطه ی جدای هماهنگ را - به هم . بر صفنه ی سفید بر صحنه ی بی نقش می روید یک سرو یک پیچک ...
شعر تصادفی