کتابها آفتاب مهتاب ۲۴ از ۲۲۲ برده آفتاب مهتاب از آن او نیست خیشی که با زنجیر بر گرده اش بسته اند . از آن او نیست خاکی که می زند در عمق آن شیار . از آن او نیست گلدسته های خوشه ی گندم گلدسته های خوشه ی ذرت . از آن او پشتی ست خم در پیش صاحب ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیداد فهرست شعر بعدی ←کو کو