التهاب
آفتاب مهتاب
چراغ خاموش است ،
دریچه باز
و باد پرده ی افتاده را
به شیشه می کوبد .
غبارهای خیابان
به روی فرش نشسته اند
آینه تار است .
تمام در
اصابتی ست مداوم
میان دو دیوار .
چراغ خاموش است
صدای تند تنفس به گوش می آید
و دست
دست ملتهبی بر جدار می ساید ...