مثبت

آفتاب مهتاب

چراغ دود می کرد . دهان رسوب تلخ هوا را مدام تف می کرد . میان تاریکی کنار شالیزار کشیده پلک به هم مرد پیر شالی کار به خط روشن روی زمین نگاه دوخته بود چراغ در مشتش ...
شعر تصادفی