درخت عزیز

چشمک

درخت ، بی کفش پابرهنه نوکِ پایی - در حقیقت – روی انگشتان سفید و ظریفِ پایش ، زیر زمینی راه پیدا کرده ، جنگل به جنگل و بیابان به بیابان بر دوش کشیده برگ ها و سیب های شیرینش را آورده تا حیاط خانۀ من ، همه را ریخته در دامن من ... شب آرام می گیرم با نجوای برگ های سیب ام دور از برهوت ...
شعر تصادفی