برای همیشه (1)
چشمک
می بندم پلک هایم را ،
می سپارم تَنَم را
به نوازش های لب هایت
که مرا بر می گیرند
از زمین سنگی ،
می رسانند
تا بستر گهوارۀ شب
در حلقۀ بازوهایت .
می سپارم گوشم را
به طنین نفس های تو
موج زنان روی پوستِ من ؛
مثل هوا
بی جدائی از من .
می گشایم پلک هایم را
بر همآغوشی پُرشور مان
در میان تاریکی
عشق من ...