کتابها چشمک ۲۰۰ از ۳۰۲ برای همیشه (2) چشمک می دود . باز شده از بند گِره های کف آلود می افتد بر سینۀ ساحل ؛ می لغزد روی تن ساحل می سپارد خود را به دهان ساحل - به مکیدن های تند دهان ساحل . زمزمۀ مزمزه های آبی می آید - بی وقفه – از پُشتِ پردۀ شن ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیبرای همیشه (1) فهرست شعر بعدی ←دیدگاه