برای همیشه (2)

چشمک

می دود . باز شده از بند گِره های کف آلود می افتد بر سینۀ ساحل ؛ می لغزد روی تن ساحل می سپارد خود را به دهان ساحل - به مکیدن های تند دهان ساحل . زمزمۀ مزمزه های آبی می آید - بی وقفه – از پُشتِ پردۀ شن ...
شعر تصادفی