کتابها چشمک ۲۳۴ از ۳۰۲ چراغ چشمک عکس چراغ واژگون در شیشۀ میز می افتد . روشنایی موج ، موج ، از شیشۀ میز از بطن چراغ - واژگون غیر واژگون – موج موج می گذرد می رسد تا مرز بی نهایت درخشان آن طرفِ مرزهای ممکن تا ناممکن ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیدیدار فهرست شعر بعدی ←زمان ما