کتابها چشمک ۲۴۲ از ۳۰۲ دعای کشتگر چشمک مهربان باش با این دانه که سپردم به تو بگذار سبز شود و بروید با برگش باز و باز روبروی خورشید . بگذار ببالد و لبانش خندان باشد به نشان سپاس از هست شدن فردا در آغوش تو ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیحس فهرست شعر بعدی ←بازگشت